نقد و بررسی فیلم Victor Frankenstein (ويکتور فرانکنشتاين)

به نقل از رس فیلم :





Victor Frankenstein (ويکتور فرانکنشتاين) —-۲۵ نوامبر ۲۰۱۵ درام،ترسناک،علمی-تخیلی ۱۱۰ دقیقه PG-13





امتیاز شما

0
( 0 رأی )

کارگردان : Paul McGuigan

نویسنده : Max Landis

بازیگران : Daniel Radcliffe, James McAvoy, Jessica Brown Findlay

هزینه تولید: ۴۰ میلیون دلار

محصول کشور: ایالات متحده آمریکا

کمپانی توزیع کننده: 20th Century Fox

خلاصه داستان : از نگاه ايگور شاهد سياه روزی‌های اين دستيار جوان مصيبت زده، داستان رفاقت رهایی بخشش با يک دانشجوی جوان رشته پزشکی به نام ويکتور وان فرانکنشتاين و جايگاهش به عنوان شاهد عينی ظهور و تبديل شدن فرانکنشتاين به مرد- و افسانهای- که امروز می‌شناسيم هستيم.





منتقد: جیمز براردینلی – امتیاز ۲.۵ از ۱۰ (۱ از ۴)





جالب است که دو سال پشت سرهم فيلمی با وجود نام «فرانکنشتاين» در عنوانش در ليست «بدترين فيلم‌های سال» من جای می‌گيرد. از بسياری جهات، «ويکتور فرانکنشتاين»(Victor Frankenstein) فيلم حتی بدتری از «من، فرانکنشتاين»(I, Frankenstein) است. «من، فرانکنشتاين» حداقل می‌توانست ادعای داشتن يک فرضيه (هر چند هدررفته) جالب را داشته باشد. اما «ويکتور فرانکنشتاين» نمی‌تواند چنين ادعایی داشته باشد- هيچ چيز فريبنده، هوشمندانه يا اندکی متقاعد کننده در اين فيلم وجود ندارد. فيلمنامه نويس، ماکس لنديس، برای اجتناب از اين اتهام که اين فيلم بازسازی غيرضروری يک داستان تکراری است داستان سرراست ماری شلی را به يک کميک بوک بد عاری از روح و هوش تبديل کرده است. به جای پرسش‌های تند و تيز مربوط به هستی، او سکانس‌های اکشن بد پرداخت شده و غيرمنطقی، يک رمانس لنگ و چند المان مختلف ديگر که به طرز عجيبی نابه جا به نظر می‌رسند را در فيلم قرار داده است.

گرچه اين فيلم « ويکتور فرانکنشتاين» ناميده می‌شود، اما از چشم دوست/دستيار او، ايگور، نقل می‌شود. در کمال تعجب، نه در رمان شلی و نه در معروف‌ترين اقتباس سينمایی ساخته شده از اين رمان، کلاسيک جيمز وال در سال ۱۹۳۱، اسمی از ايگور نيامده است. در کتاب، فرانکنشتاين هيچ دستياری ندارد. در فيلم بورس کارلوف، مرد گوژپشت «فريتز» نام دارد. ايگور معمولاً شخصيتی کاريکاتوری دارد ]مارتی فلدمن در «فرانکنشتاين جوان»( Young Frankenstein)[. با اين حال، «ويکتور فرانکنشتاين» آنقدر از داستان اصلی منحرف شده است که گنجاندن و تمرکز روی اين شخصيت نبايد عجيب به نظر برسد.

تِم اصلی فرانکنشتاين- درباره اثرات کار مردی که با خدا بازی می‌کند- به صورتی بچگانه در سراسر «ويکتور فرانکنشتاين» ديده می‌شود، هر چند به دليل ناتوانی در تکامل يافتن هرگز اهميت نمی‌يابد. بنابراين، اگرچه در فيلم ديالوگ‌هایی وجود دارند که در آن‌ها شخصيت‌ها درباره اين که آيا تفکرات ويکتور درباره مرگ و زندگی توهين به مقدسات هستند يا خير بحث ميکنند، اما هيچ‌يک از اين‌ها برای او هزينه ماندگاری ندارند. خلق او، موجودی محزونی در رمان شلی، به يک غول سينمایی ژنريک تنزل يافته است. از نظر طرفدارهای داستان اصلی، جان بخشيدن به اين موجود وحشی و بعد گلاويز شدنش با حيات «خوراک» فرانکنشتاين را تشکيل می‌دهد. اين چيزها به طرز اسفناکی در «ويکتور فرانکنشتاين» ناديده گرفته شده‌اند.

فيلم نقش‌های اصلی را با بازيگران شناخته شده پر می‌کند. جيمز مک آووی، هنرپيشه تطبيق پذيری که بعد از بازی در نقش پروفسور ايکس در فيلم «مردان ايکس: منشأها»( X-Men: Origins) به شهرت رسيد، انتخاب مناسبی برای نقش فرانکنشتاين است. بازی مصنوعی و اغراق شده او با لحن ناهموار مورد استفاده کارگردان پل مک گيگان در اين فيلم همسو است. مک آووی سهم خود از فرياد زدن و جست و خيز کردن را دارد به جين وايلدر و کالين کليو ادای دين میکند. با اين حال، دانيل رادکليف (معروف به هری پاتر)، در نقش ايگور، به نظر می‌رسد در يک فيلم اشتباهی حضور پيدا کرده است. نقش آفرينی او محدود و پيش پا افتاده است. اين نوع بازی برای اين فيلم جواب نمی‌دهد و باعث شده که صحنههای او با مک آووی- که کم هم نيستند- هماهنگ از آب در نيايند.

دور از انصاف نيست اگر بپرسيم که چرا «ويکتور فرانکنشتاين»- همچون اين موجود- پای به عرصه وجود گذاشته است. مطمئنم که پاسخ اين است که لنديس و مک گيگان دوست داشتند به يک داستان آشنا و شناخته شده از منظر متفاوتی بپردازند. با اين حال، دست به تغيير خيلی چيزها زده‌اند- شايد حدود ۸۰% از داستان اصلی را حذف کرده‌اند- به طوری که آنچه باقی مانده چيزی جز شلختگی نيست. فيلم با آن صحنههای اکشن ژنريک، رمانس بی روح، صحنههای وحشت-کمدی و دودلیاش درباره اين که دراماتيک باشد يا کمدی، به ملغمهای از ژانرها تبديل شده است. تنها چيزی که در ويکتور فرانکنشتاين ارزش تمجيد دارد طراحی صحنه است. از نظر بصری اين فيلم، تأثيرگذار است اما بهتر است تصاوير زيبا را برای کارت پستال‌ها کنار گذاشت.

تصاوير يک لندن ويکتوريایی دوست داشتنی همراه با انرژی ديوانه‌وار بازی مک آووی مانع از انداختن «ويکتور فرانکنشتاين» به زباله دان فراموشی می‌شوند اما اين فيلم هنوز به عنوان يکی از بدترين فيلم‌های پرهزينه سال ۲۰۱۵ شناخته می‌شود. «ويکتور فرانکنشتاين» فيلمی مبتذل، زشت و ناشايست است که جلوه های ويژه اغراق شده و ايدههای احمقانه را جايگزين جو و تراژدی داستان کرده است. بحث من عليه «ويکتور فرانکنشتاين» اين نيست که فيلم سعی می‌کند تا شکل جديدی به اين افسانه بدهد، بلکه اين است که اين فيلم اين کار را به بدترين شکل ممکن انجام می‌دهد.

اختصاصی http://www.rosfilm.net

مترجم: محمدرضا سیلاوی





کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت http://www.rosfilm.net” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.





منبع : نقد فارسی

دسترسی آسان به این نوشته لینک کوتاه
QR Code For:  نقد و بررسی فیلم Victor Frankenstein (ويکتور فرانکنشتاين)