«برداشت‌های آزاد» یک فیلمساز از زندگی آخرین پیامبر؛ تحقیقات یا تخیلات؛ کدامیک؟!

به نقل از رس فیلم>

۱. پروسه تولید و عرضه فیلم سینمایی «محمد رسول الله(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی، اگرچه به زعم برخی، از نظر تأمین کافی منابع و امکانات تا هماهنگی و حمایت همه جانبه دستگاههای دولتی در بخش توزیع و تبلیغ و اکران آن، نمونه ای بارز از چگونگی یک کار فرهنگی مطلوب و در عین حال هدفمند و مفید در جهت اهداف استراتژیک نظام جمهوری اسلامی است، اما در عین حال نمیتوان حجم وسیعی از انتقادات نسبت به هزینه بسیار سنگین این فیلم، عدم بکارگیری از خرد جمعی و مشاوره از کارشناسان به نام در حوزه های مختلف در نگارش فیلمنامه، برخی تحریفات تاریخی در نوع روایت فیلم و در نهایت عدم سیاستگذاری صحیح و تدبیر و برنامه ریزی مناسب سازندگان آن در نحوه نمایش فیلم در عرصه داخلی و بین المللی را نادیده گرفت.

۲. بخش عظیمی از برجستگی این فیلم سینمایی را می توان ناشی از انفعال و پستی جمع کثیری از آثار سینمایی این روزها دانست که تحت عنوان درام اجتماعی، خود را در لوکیشن های محدود و فضاسازی های بورژوایی و شبه روشنفکرانه و …محصور ساخته و شاید بیش از ۸۰ دقیقه مخاطب را در خانه  ای این سو و آن سو می کشانند؛ لذا با اتکا به این جمله که اگر كسی خواست درباره موضوعات عادی هنرنمايی كند، داشتن همان فكر عادی كافی است؛ اما اگر كسی خواست درباره موضوعات عالی هنرنمايی كند، بايد هنرش هم عالی باشد و همان‌طور كه خود پيغمبر(ص) تحولي در جهان ايجاد كرد، فيلم آن حضرت هم بايد تحول ايجاد كند؛ نگارنده بر خود می داند که نکاتی چند پیرامون فیلم سینمایی زندگی دوران کودکی نبی اکرم(ص) را متذکر شود.

۳. بهره گیرى از رویدادها و شخصیت هاى تاریخى توسط درام نویسان، عموماً با تلفیقى از التزام به واقعیات روى داده و آزادى عمل در خلق درام هایى متناسب با روحیات و افکار نویسندگان آن، شکل دهنده نوع ادبى خاصى به نام درام تاریخى (Historical drama) است؛ این نوع ادبى، صرف نظر از پیگیری پُررنگ و کم رنگ آن در ادوار و فرهنگ های گوناگون، در طول تاریخ ادبیات تمامی مِلل و نِحل، داراى هویت بوده و ضمناً از جایگاه ویژه اى نیز برخوردار می باشد؛ جایگاهی که به واسطه صداقت و امانت داری در روایت گری، دقت فرم و گونه انتقال این روایت را موجب می گردد.

۴. خلق یک درام تاریخى بر پرده نقره ای سینما با ادعای ساخت یک اثر ویژه، مبتنی بر روایات مسلم تاریخی، می طلبد تا حداقل قالب اصلی داستان و پیکره اصلی سناریو بر محکمات تاریخی و اتفاقات بلااختلاف بنا گردیده و در این مصاف، می بایست از هر گونه هرزه گویی های زاید و نقصان زا پرهیز نموده و دوری گزید؛ پس مسلماً اگر فیلم سینمایی محمد رسول الله(ص) به روایت موضوعاتی همچون نحوه نام گذاری ایشان؛ چرایی و چگونگی سرپرستی حلیمه سعدیّه؛ شفای حلیمه؛ معرفی غار حرا توسط عبدالمطلب؛ سفر به یثرب؛ سفر شام و بحیرای نصرانی؛ ماجرای شِعب ابی طالب و … می پردازد، می بایست این پردازش در کمال دقت و در اوج صحت و مقبولیت جامع میان عموم مسلمانان جهان باشد.

۵. روایت  (narrative) بسته به نوع نگاه هر مکتب، از تعاریف مختلفی برخوردار است که همانا فهم آن بدون توجه به بنیادهای فکری ایشان قابل ارزیابی نمی باشد؛ پس اگر روایتی در چارچوب تصوری اسلام و با ادعای مسلمان بودن ارایه گردید، می بایست بر مدار تقوا در حرکت بوده و حتی در نقالی و محاکات نیز از این طریق عدول ننماید و روایت را همچون دیگران، گفتمانی فرض ننماید که به نقل رخدادهای واقعی یا خیالی می پردازد؛ بلکه مبتنی بر گونه و روش قرآن کریم، به ارایه قِصَص اهتمام ورزیده و در این مسیر از هر وهم و خیالی فاصله گرفته و مبتنی بر اطلاعات یقینی و تحلیل های ناب و برآمده از محکمات به ارایه روایت پردازد.

۶. در عرصه هنر، انسان اگر عاقل باشد و آن عقل را به خيال منتقل كند و از خيال به حس بياورد، اين مايه‌ علمي دارد. اما اگر همان هنر از خيال نشات گرفته شده باشد و به حس مبدل گردد، اين مي‌شود «مختال»، یعنی خیالبافی؛ امری مذموم، بگونه ای که در سوره لقمان آیه شریفه ۱۸ و البته در سوره نساء آیه ۳۶ به صراحت آمده است که خداوند متعال خيالباف و خيال‌ساز را دوست ندارد (إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ). در جهان امروز، غالب فیلم های سينما از خيال به حس مي‌آيد و منشأ اصلی آن خیال است نه عقل؛ و لذا اینگونه است که در سينما، فيلم‌ها اغلب مختالانه است و اگر در تاریخ سینمای غرب، بیش از ۲۰۰ فیلم درباره زندگی حضرت عیسی(ع) ساخته شده و یا در مورد زندگی حضرت موسی(ع) بالای ۱۰۰ فیلم ساخته شده و هر فیلمی نگاه متفاوتی را جلو می‌برد، واقعیت آن است که تمامی این آثار مختالانه بوده و صاحبان این آثار برداشت آزاد و یا همان خیال خود را به حس منتقل ساخته و با تمسک بر مستندات تاریخی آن را توجیه پذیر ساخته اند.

۷. اگر چه مبتنی بر اصول اولیه در روایت‌شناسی (Narratology) هیچ‌گاه نباید راوی را با مؤلف اثر یکی بدانیم، اما باید توجه داشته باشیم که در این اثر سینمایی نقل یک روایت مهمی همچون زندگانی پیامبر اسلام و انتصاب این روایت به شخصیت ویژه ای همچون ابوطالب موجب می شود تا مخاطب بیش از هر چیز توقع نقل روایات مسلم تاریخی را داشته باشد و کمتر برداشت آزاد صاحبان اثر را مشاهده و از ذوق هنری و طبع شاعری ایشان بهره مند گردد. فیلم سینمایی «محمد رسول الله(ص)» آشکارا برداشت آزاد عوامل تولید خود از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی پیامبر اسلام را به برداشت آزاد ابوطالب از ایشان نسبت داده و مجموع روایت گری اثر را بر ایشان متکی و مستندسازی می نماید؛ به گونه ای که مخاطب مجموع این اثر ۱۷۸ دقیقه را از زاویه دید ابوطالب به عنوان راوی مشاهده و حتی نادیده ها را نیز مبتنی بر گفته های (نریشن) راوی شنیده و در پیش خود تصویرسازی می نماید که این خود جعل بوده و ظلمی بزرگ به مقام شامخ این شخصیت بزرگ مسلمان به حساب می آید.

۸. فیلم مجید مجیدی با روایت شِعب ابی طالب آغاز شده و بدون اشاره به چیستی و چرایی ایجاد چنین حصری در بهترین نقطه مکه، به ارایه برداشت آزاد از چگونگی اتمام این واقعه مهم تاریخی که بیش از سه سال از بهترین و ناب ترین دوران بعثت نبی اکرم(ص) را شامل می شود پرداخته و بدون مداقه و حتی غوری ناچیز در ابعاد عظیم این واقعه به ترسیم ناباورانه  اتمام آن توسط مشرکین می پردازد و در سکانس های پایانی نیز به نوعی با ترکیب بندی ناقص، فهمی نچسب از پایان این محاصره را به مخاطبان خود ارایه می نماید.

۹. فیلم با روایت شِعب و استیصال ابوطالب از متقاعد سازی قریش بر پایان محاصره و ترس شدید ایشان از خروج بامداد فردای مشرکین به قصد کشتن پیامبر آغاز می شود؛ پس ابوطالب به سمت محل استقرار پیامبر رفته و قبل از مواجهه با ایشان، آوای أَلَمْ تَرَکَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفِیلِ و آیات سوره مبارکه فیل را در انگاره ای نزول مانند شنیده و همین موضوع موجب می شود تا ذهن ابوطالب به دوران جوانی خود فلاش بک (Flashback) زده و کارگردان رسماً روایت ایشان از نحوه ولادت پیامبر را با گذشته‌نمایی حمله سپاه ابرهه به مکه آغاز نماید؛ حال آنکه عموم مفسرین در باب شان نزول آیات سوره مبارکه فیل، متفق القول بر این باورند که این آیات در حدود سال دوم بعثت و پس از ماجرای ریشخند قریش به پاسخ پیامبر به سوال ابوطالب که پرسیده بود: فرزند برادر! آیا تو براى همه مردم برانگیخته شده‌اى یا تنها براى قوم خودت؟ و پیغمبر فرموده بودند: براى همه انسان‌ها از سفید و سیاه، عرب و عجم برانگیخته شده‌ام؛ نازل شد و ترسیم شبه نزول آن ناصوابی است در قاعده همان برداشت آزاد مجعولی که پیش از این گذشت.

۱۰. اگر چه می توان چنین انگاشت که خط تعلیق اصلی فیلم سینمایی محمد رسول الله(ص) بر شِعب ابی طالب و اقدام مشرکین در قتل صبحگاهان فردا استوار است؛ اما در واقع به جهت نوع چینش پیرنگ های فرعی و گونه تعاریف دراماتیکِ فضاهایی که بود و نبودشان خللی را فراهم نمی سازد؛ اثر به گونه ای خاص در بستر تعلیق خود دچار ضعف بوده و تعلیق مناسب و اصولی ای را از برای مخاطبان خود به همراه ندارد.

۱۱. باید توجه داشت که ترسیم فلاش بک ذهنی ابوطالب و سرعت تعریف و پراکنده گویی ایشان موجب می شود تا مخاطب عام درک صحیحی از فضا پیدا ننماید و تنها مخاطبانی را با پیش زمینه  ذهنی مناسب، پیگیر ساخته و این همه پیش مطالعه تاریخی از برای فهمیدن وقایع ترسیم شده، فهم جامع فیلم زندگی پیامبر اسلام را از برای غیر مسلمانان تقریباً ناممکن می سازد.

۱۲. اوج ظهور و بروز فیلم را می توان در ماجرای سپاه ابرهه و نوع تقابل عبدالمطلب و دسته پرندگان آسمانی سنگریزه بر منقار، با سپاهیان فیل سوار دانست که به بهترین وجه ممکن در ابعاد تکنیکی ترسیم و به گونه ای خاص، نمود عینی از برای چگونگی تحقق سینمای اسلامی در نوع گونه درام تاریخی است؛ اینجا است که برداشت آزاد امری ممدوح بوده و هنرمند توانسته است مفاهيم وحی را از مرحله‌ شهود به عقل دربياورد، عقل را به مرحله خيال درآورد، خيال را حسی كند و نهایتاً سينمای اسلامی را پدیدار سازد.

۱۳. شاید ابعاد تکنیکی ترسیم ماجرای سپاه ابرهه در حد همان ماجرای حضور محمد و ابوطالب در سواحل دریای بدون ماهی و نجات قربانیان بی گناه باشد؛ اما واقع آن است که عنصر خیال در ماجرای پرواز ابابیل از وحی به حس مبدل می گردد و در داستان ماهی پران، این خیال است که به حس مبدل می شود!

۱۴. در این اثر، بهره گیری تکنیکی در ترسیم صحنه ولادت پیامبر به گونه ای خاص ناقص بوده و تنها بر انتشار انوار آسمانی از جانب حجار و به زمین افتادن تمامی بتان داخل کعبه خلاصه گردیده و به هیچ عنوان اشارتی بر معجرات مهم دیگری همچون لرزیدن ایوان کسری یا همان امپراطوری ایران و فرو ریخته شدن ۱۴ کنگره آن و از میان دو قطعه شدن طاق کسری و همچنین خشک شدن و فرو رفتن دریاچه ساوه که سال‌ها مورد پرستش بود، به میان نیامده و یا هیچ گونه اشارتی به اهمیت خاموش شدن آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود، در این اثر نمی شود؛ به عبارتی دیگر می توان چنین انگاشت که مجیدی در روایت خود از زندگی دوران کودکی پیامبر اصولاً چیزی تحت عنوان ایران و ایرانی را ندیده و زرتشتیان را دخیل در ماجرای خود نمی نماید.

۱۵. بنابر آنچه که در این اثر طرح می شود، حلیمه سعدیه به جهت فقر و تنگدستی همسر خود، جهت دایگی طفلی به مکه آمده و در این میان به صورت کاملاً معجزه آسا به خانه آمنه راه یافته و پس از آنکه محمد شیر او را قبول می کند، عبدالمطلب او را به عنوان دایه ایشان برگزیده و جهت ادامه فرایند شیردادن، مراجعت ایشان به سعدیه را فراهم می نماید و این در حالی است که فیلم سینمایی محمد رسول الله(ص) به صراحت در باب علل به دایه سپرده شدن ایشان مواردی از جمله عدم شیر داشتن مادر حضرت، یعنی جناب آمنه و رسم عرب در سپردن کودکان خود به بادیه نشینان و همچنین آب و هوای گرم و سوزان مکه معرفی می شود و این همه در حالی است که به راستی مخاطب نمی فهمد که چگونه عبدالمطلب با آن مقام و ثروت نتوانست شوهر حلیمه را شهر نشین کند و در عین حال چگونه راضی شد تا ایشان مکه را با آن آب و هوای سوزان ترک و رهسپار مکانی خشک  و سوزان تر از مکه گردد؟!

۱۶. اثر به صراحت، برکت حضور محمد خردسال در سعدیه خشک  و سوزان  را موجب بارش باران و سرسبزی آن مکان عنوان نموده و حال آنکه این امر در مکه میسر نبود! و یا در روایت داستان، سینه خشکیده حلیمه به برکت محمد پُرشیر گردید، اما مادر محمد از این برکت فرزند خود محروم و محکوم به فراق از فرزند خود می باشد!

۱۷. فیلم از زمان دقیق مراجعت پیامبر به مکه سخن به میان نمی آورد، اما فضای ایجاد شده از بیماری مُسری شهر و همچنین پیگیری ساموئل یهودی را به گونه ای غیر شفاف، عامل اصلی مراجعت محمد پس از اتمام دوران دوساله شیرخوارگی معرفی نموده و هیچگاه به چرایی عدم توان تمکن عبدالمطلب با آن همه جلال و جبروت، در محافظت محمد در مکه اشاره نکرده و پاسخی از برای چرایی عدم همراهی آمنه با کودک خردسال خود در سعدیه تا پنج سالگی ایشان ندارد.

۱۸. مبتنی بر اخبار مسلم و روایات دقیق تاریخی، حمزه بن عبدالمطلب اختلاف سنی ناچیزی با پیامبر داشته و از این جهت ثویبه کنیز ابولهب، او را نیز همچون پیامبر با شیر فرزند خود مسروح، شیر داده اما نه تنها ممانعتی از جانب همسر ابولهب در این فعل صورت نپذیرفته، بلکه حمزه هم سال با پیامبر، هیچ گاه به جهت آب و هوای نامناسب و عدم شیر داشتن مادر و … به بادیه نشینان سپرده نشد و چون بسیاری از متولدین مکه در همین شهر و در جوار امن کعبه رشد و نمو یافته و تربیت گردید؛ پس از این جهت، شاید بتوان نحوه روایت فیلم مجیدی در چرایی فراق مادر و فرزند را نمودی بارز از نوعی فرمالیز روایی به جهت ضعف پژوهش قلمداد نمود.

۱۹. تصویرگری نحوه نجات آمنه در بیابان مانده با انفاق آب، توسط ساموئل یهودی و حضور معجزه آسای ایشان بر خانه پیامبر را می توان از جمله همان برداشت های آزاد مجعولی دانست که مبتنی بر تبدیل خیال به حس در اثر خلق گردیده و وحی و عقلی در روایت آن موثر نبوده است؛ به ویژه آنکه حرکت شتر حلیمه به سوی خانه آمنه و نشستن در آنجا را نیز می توان به وضوح نوعی تلفیق برداشت  آزاد داستان از حرکت شتر پیامبر در فیلم رسالت مصطفی عقاد، برای تعیین محل بنای مسجد دانست.

۲۰. از ویژگی های فرهنگی و تاریخی مسلم و مشهود عرب جاهلی، شعر و شتر و شمشیر است که به عنوان سه عنصر اساسی در تاریخ تمدنی اعراب قابل ملاحظه بوده و این در حالی است که فیلم سینمایی «محمد رسول الله(ص)» با غفلت از نقل صحیح این عناصر در بطن جامعه، صورتی از بطالت در زندگی را تصویر نموده و تجارت را تنها مشغله ایشان می انگاراند.

۲۱. فیلم مورد بحث، با غفلت از عناصر فرهنگی جامعه عرب آن روز؛ مشغولیات پیامبر در دوران حضورش میان قبیله بنی‌سعد را گشت و گذار و شفای مریض تعریف می نماید و این در حالی است که بنابر نقل مشهور، چون پیامبر دوران شیرخوارگی و کودکی‌اش را در میان قبیله بنی‌سعدبن بکربن هوازن گذرانده بود، خود را فصیح‌ترین مرد عرب می‌دانست و در این مورد می فرمودند: اَنَا اَفْصَحُ الْعَرَبِ مَیْدَ اَنِّی مِنْ قُرَیْشٍ وَ اسْتُرْ ضِعْتُ فِی سَعْدِ بْنِ بَکْرٍ فَاَنَّی یَأْتِینِی اللَّحْنَ (من از همه عرب گویاتر و فصیح ترم. غیر آنکه از قریشم و در طایفه بنی سعد بن بکر شیر نوشیده و رشد کرده ام، پس از کجا لحن زیبای عربی خالص به من می رسد).

۲۲. فیلم با چشم پوشی از نحوه تربیتی پیامبر در بیش از پنج سال حضور ایشان در نزد قبیله بنی‌سعد، به گونه ای ویژه تنها توانست دست و پا و کتف و گردن و مو و چشم ایشان را در این دوران به تصویر کشیده و مخاطبان خود را بیش از هر چیز با صدای بچگی های پیامبر آشنا نموده و به این وسیله اسباب اختلاف نظر در جهان اسلام و نکوهش تفکرات شیعی را در فرامرزهای جغرافیایی تشیع فراهم و موجی از تهمت و افترا را از برای ایران اسلامی به ارمغان آورد!

۲۳. این اثر سینمایی در عجله ای غیر قابل توصیف و به گونه ای خاص، در صدد است تا به سرعت فهرستی از شخصیت های تاریخی را به همراه مکان ها و زمان هایی ویژه به مخاطبان خود ارائه دهد تا بتواند در مجالی وسیع به تصویر گری آسمان و زمین؛ ماه و خورشید؛ دریا و بیابان؛ نباتات و حیوانات و … بپردازد و همین امر موجب می شود تا مخاطب نامطلع با خود بیاندیشد که شاید در اصل، فرض عوامل اثر بر تولید فیلمی طبیعت گرا بوده تا بیش از آنکه معرف شخصیت پیامبر اسلام باش؛ به تعبیری تلاش شده است ایشان به عنوان یک شاعر سینمایی استعلایی به همگان معرفی گردد.

۲۴. پرداخت شخصیت ها در فیلم «محمد رسول الله(ص)» نه تنها در مورد خویشان نزدیک ایشان نظیر عبدالمطلب و ابوطالب ناقص است، بلکه حتی پدر و مادر ایشان نیز به حد شایسته معرفی نشده و این موضوع تا به آنجا تألم آور است که اثر بدون معرفی و حتی اشارتی مختصر به نحوه وفات پدر پیامبر، تنها بر ترسیم قبر ایشان در نزد اقوام! بسنده نموده و مختصری را با سخنان عاشقانه آمنه در باب همسر خود و دو ماه زندگی با ایشان اکتفا و مسیر داستان را با نماد کلیشه ای سیب و سیب چینی، به صورتی فرمالیته به سیاق همان شعر و شاعری مبتی بر برداشت آزاد در اثر مجهول باقی می گذارد؛ این در حالی است که مبتنی بر اقوال تاریخی، قبر جناب عبدالله، در یثرب و در دار النابغة یکی از اماکن اصلی یهودیان واقع است و این مسئله موضوعی کاملاً ویژه و قابل پرداخت از ابعاد مختلف دراماتیک است.

۲۵. وهب ابن عبد مناف پدر جناب آمنه و پدربزرگ پیامبر است؛ ایشان نیز از اشراف قریش و از متمکنین و تجار مکه می باشد که مجیدی در فیلمش به گونه ای ویژه ایشان را نادیده گرفته و با فاکتور گرفتن حضور خاندان آمنه در مکه، به گونه ای غیر محسوس ایشان را ساکنین یثرب معرفی و نوعی القای مدینه ای بودن پیامبر به جهت علقه حضور اقوام مادری در آنجا را مطرح و با دیالوگ خانه دوم قرار گرفتن مدینه، وجهی دیگر از برداشت آزاد را در این اثر متجلی می سازد.

۲۶. بنابر مسلمات تاریخی که به خوبی در این اثر سینمایی به تصویر درآمده، ادیان مدعی عصر بعثت همچون مسیحیت و یهودیت، به وضوح از شخصی می گویند که ظهور خواهد کرد و جهان را از فتنه و ستم و بی عدالتی پاک خواهد ساخت؛ اما آنچه که در این اثر به آن اشاره نشده یا واضح طرح نگردیده، مهاجرت جمع ویژه ای از یهودیان و مسیحیان به مکه در دوران پیش از ولادت پیامبر اکرم می باشد و در این میان مسیحیان بسیاری که در فشار تهاجم شرک و کفر در آن روزگار بودند برای اینکه حضور ایشان را درک نمایند به مکه رفته و بر اساس تفاوت برداشت خود از کتاب مقدس، نقاطی را جهت سکنی در این محدود برگزیده بودند که از ان جمله می توان به پسر عموی حضرت خدیجه یعنی جناب ورقه بن نوفل اشاره نمود و از این جهت است که قرآن کریم در سوره مبارکه مائده آیه شریفه ۸۲ می فرماید: لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى (و نزدیک‌ترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‌‌يابى كه مى‌گويند ما نصارى هستيم).

ادامه دارد…

 

 

 

دسترسی آسان به این نوشته لینک کوتاه
QR Code For:  «برداشت‌های آزاد» یک فیلمساز از زندگی آخرین پیامبر؛ تحقیقات یا تخیلات؛ کدامیک؟!